باشه ,یادت ,آسمون ,یادت نمیاد
هی! دنیا برام اونقدری کم اهمیت شده ک گذر تیر به درک! آره همین!
با خودم گفتم گذر زهرا چن سال قبل رو با چه شوقی از شب قبل تو کمپ حاضر بودم
تایم میگرفتم
کیف میکردم
عکس حتی...
از مقایسه حال خودم در حین این دو گذر غبار آلود شدم 
اینکه تنها واکنشم این بود ک بگیرم در خانه بخوابم

خوندم فکر کردن زیاد شایع ترین دلیل افسردگیه

راه چاره؟
فکر نکنم!

راه فکر نکردن؟
فکر کردن به فکر نکردن؟ یا فکر نکردن به فکر کردن؟

اگر قرار باشد راهی باشد پس هست! اگر قراره افسرده بشیم پس میشیم وگرنه هم ک نه! ساده س
اگه قرار باشه این ور دنیا طوفانی ایجاد بشه پس میشه! چه اون ور دنیا پروانه ای بال زده باشه چه نزده باشه!

میفهمی چی میگم؟ وقتی تنها در جنگل ایستادی، گم شدی، تنها راهی ک برا جهت یابی هم بلدی از رو آسمون باشه. احتیاج داری با آسمون بالاسرت جهت یابی کنی اره رو بر میداری یکی یکی درخت میندازی پایین. وقتی همه درختها رو از بین بردی آسمون پدیدار شد و جهت های چهار گانه رو پیدا کردی حالا با خودت میگی حالا جنوب برم یا شرق؟ نکند مسیرم از شمال غرب باشه؟ حتی یادت نمیاد از کجا اومدی؟ بدتر ازین: یادت نمیاد کی همه چی یادت رفته...
منبع اصلی مطلب : یه چیزی تو مایه‌های دفتر چرکنویس
برچسب ها : باشه ,یادت ,آسمون ,یادت نمیاد
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : نمیفهمم